واقعا وقتی خداوند انسان را آفرید زیبا گفت اشرف مخلوقات چون همین انسان ها قدرت دارند هم پستترین و سنگ دلترین ها باشند هم میتوانند مهربانترین و کاملترین باشند میتوانند عرش خدا رو بلرزونند و میتونن عرش خدا رو صاحب بشن خدا به انسانها یاد داد تا بین خود و حیوانات تفاوت ایجاد کنند حالا یا بهتر یا بدتر باشن
این مقدمه درد و دلم بود !
اره تو دنیای من اونقدر ادمهای نامرد زیاد شدن که دیگه اعتمادم شکسته و حس غربت میکنم تو مدتی که نبودم داشتم مرحمی رو زخم خنجر هایی که تو کمرم بود میذاشتم حالا کمی بهتر شدم ولی نمیدنم تا کی قراره زمان ببره تا خنجر بعدی به کمرم زده بشه
ولی میدونم دیگه کلمه ای درد ودل نمیکنم تا خنجری از احساس نسازم
به این نتیجه رسیدم که تنها بمونم بهتر از اینکه کسی قلبمو بشکنه عشق و عاشقی رو که کلا ول کرده بودم الان دیگه دوست های دختر و هم دانشگاهیمو هم ول کردم دیگه ادمها شدن برام ۱ مشت سایه که هر لحظه میرن
به خودتونم اعتماد نکنین من خیلی صادق و دلسوز و مهربون بودم ولی شما نباشید
+ نوشته شده در یکشنبه نهم بهمن 1390ساعت 20:46  توسط خودم وتنهاییم
|
بذارین اول کمی فیگور بیام اخه الان من دبیر یا بهتر بگم رئیس انجمن زمین شناسی شدم حالا خ خوشحال و خ خسته ام اخه واقعا سخته

+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم آذر 1390ساعت 22:1  توسط خودم وتنهاییم
|
انگار این تاریخ از ذهن من پاک شدنی نیست ۱۹ ام امروز ۱۱ ماه از روزی که تنها شدم میگذره هر ماه این شب خاطره اخرین لحضات مملوء از عشق رو مرور میکنم و ارامش میگیرم شاید انتظارم فردا به پایان برسه شاید ولی هر بار بی هیچ اتفاق جدیدی میگذره و من هنوز................................................
هی چی بگم درسته تقریبا تونستم فراموشش کنم و ماهی ۱ بار یادش بیافتم حتی خودمو اماده کردم که اگر کسی بخواد وارد زندگیم بشه عاقلانه تصمیم بگیرم اما خب هنوز اونی که بتونه قلبمو تسخیر کنه نیومده ایشالاه فردا میبینمش


+ نوشته شده در جمعه هجدهم آذر 1390ساعت 21:6  توسط خودم وتنهاییم
|
سلام بر حسین بن علی و ۷۲ تن یار با وفایش

عاشق راه و سیره تو هستم

+ نوشته شده در سه شنبه هشتم آذر 1390ساعت 22:32  توسط خودم وتنهاییم
|
اسمان آبیست ومن در زیبایی ان غرق که خدایا شکر که پناهم هستی امیدم هستی که هستی اگر من الوده ترین باشم و مرا زنده نگاه داشتی تا فرصت پاک شدن داشته باشم فرصت بازگشت به سوی عشق به سوی تو که از هر کسی لایق دوست داشتنی
شکر برای هر لحظه فرصت زیستن خوب بودن وبهتر شدن



+ نوشته شده در جمعه چهارم آذر 1390ساعت 22:15  توسط خودم وتنهاییم
|
وای که گاهی اوقات دل تنگی چقدر سخته وقتی دیوانه وار عاشق عزیزی باشی واون در کنارت نباشه ۱ کی مثل حدیث خاله که از گل پاکتر و از هر کسی معصومانه تره وقتی با چشمای خشگل ونگاه پاکش تو چشام نگاه میکنه و میگه خاله جونم دوستت دارم و خ دلتنگت میشم گوشت وپوستم میسوزه که چر ا اخه چرا به خاطر ندونم کاری پدرت نباید قد کشیدنشو ببینم نباید مثل قبلا هرروز تو اغوشم بگیرمش وتا میتونم ببوسمش اون همه دل خوشی من بود وقتایی که غمگین بودم با سن کمش منو درک میکرد وارومم میکرد ای خدا هر بار میبینمش دلم خون میشه که دختری با این همه درک چرا باید پدر .... چی بگم چرت بتید تو این خانواده باشه اون من یاد خودم میندازه خیلی میفهمه ومن میترسم مثل خاله جونش زود درد های دنیا رو تجربه کنه همش سعی میکنم حامیش باشم ولی حالا که ازم دور شده چیکار کنم خدایا

+ نوشته شده در چهارشنبه دوم آذر 1390ساعت 20:58  توسط خودم وتنهاییم
|
فکر میکردم منم دارم مثل تو قصه ها عروس میشم ولییییییییییییییییییی
الان فکر میکنم ۱ روز مثل واقعیات عروس میشم عروس مردی که خودم دارم با افکارم میسازمش و خدا جونم کمکم میکنه تا بیاد تو زندگیم اره این حقیقت داره که از هرچی بترسی به سرت میاد و به هرچیزی فکر کنی بدون از ترس از دست دادنش بدست میاریش من سالهای پیش همیشه به این فکر میکردم که ۱ روز ۱ ادم موفق در عرصه اجتماعی میشم و امروز به هدفم نزدیک شدم و امروز فکر میکنم اونی که قرار بود بیاد داره میاد شاید هنوز ندیدمش ولی میبینمش به زودی

خداوند برای مرد زن را افرید تا ارامبخش روح وجان او شود و چه زیباست برای رضای خدا ازدواج کردن و عشق ورزیدن عشقی اسمانی و پاک طبق خواست و فرمان خدا


+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم آبان 1390ساعت 19:55  توسط خودم وتنهاییم
|
شاید باورتون نشه ولی من تو اوج سرمای امسال بهار و گرمارو تجربه کردم من خوشحالم که شاد و سرحالم انرژی های مثبت اطرافم بهم ارامش میده ایول ایول

گرمایی که اطراف منو گرفته نمیذاره هیچ غمی و سرمایی به روحم نفوذ کنه اخ جون خدااااااااااااااااااااااااااااا
دوستت دارم خدا جونم

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1390ساعت 18:26  توسط خودم وتنهاییم
|
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم آبان 1390ساعت 15:36  توسط خودم وتنهاییم
|
شادم و حس شادی دارم همه از خدای منان بر قلب خسته من به ارمغان رسید
دوستت دارم خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

ای زندگی شدم پرنده رها از غم

با طراوت مثل شکوفه های سیب
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم آبان 1390ساعت 15:30  توسط خودم وتنهاییم
|